خرید بک لینک
ناله ها و ضجه هاي مادر ، بي عدالتي هاي پدر ، نگاه هاي هراسان فرزندان ، چكنم هاي هميشگي ،همه و همه در دل خود جمعي عاصي را رقم مي زند . انگاه بستر جنگ هاي بي پايان پديد مي ايد .اين جنگ هايي كه هميشه شنيده و ديده ايم . برادر با برادر . خواهر با برادر جنگ هاي خونين كه به نابودي يكديگر مي انجامد . بي عدالتي ريشه عشق و دوستي را مي زند .بي عدالتي ريشه محبت و برادري را مي زند. بعد از ساليان تازه فهميده ام چرا برابري قبل از برادري مي ايد . فقط پدران ناعادل ريشه جنك ها را مي پرورند . پدران ناعادل كينه و نفرت را در دل فرزندان مي كارند . اين دانه رشد مي كند و شاخ و برگ مي دهد . اين درخت كينه با خود نفرت و نابودي مي اورد .

برچسب: بي عدالتي,بي عدالتي خداوند,بي عدالتي خدا, نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:40

احمد شاملو: برف نو! برف نو! سلام! سلام! بنشین، خوش نشستهای بر بام پاکی آوردی ای امید سپید همه آلودگیست این ایام راه شومیست میزند مطرب تلخواریاست میچکد در جام اشکواریست میکشد لبخند ننگواریست میتراشد نام شنبه چون جمعه، پار چون پیرار نقش هم رنگ میزند رسام مرغ شادی به دامگاه آمد به زمانی که برگسیخته دام ره به هموار جای دشت افتاد ای دریغا که برنیاید گام تشنه آن جا به خاک مرگ نشست کاتش از آب میکند پیغام کام ما حاصل آن زمان آمد که طمع برگرفتهایم از کام خامسوزیم الغرض بدرود تو فرود آی برف تازه سلام!

برچسب: برف نو سلام,برف نو,برف نوشهر, نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:40

گستردگی ،وسعت و گشودگی ،شرایطی را فراهم می کند تا تو همه چیز را درخود حفظ کنی .

هر انچه بیایدو برود تو را فراخ ترو گسترده تر می کند . گستردگی بدون مرز

هیچ حدودی وجود ندارد . هیچ مانعی نیست تو خود در خو د می پیچی و می گردی . انجه در تو هست نه به تو تعلق دارد ونه تو رو متوقف می کند . فقط قدری می ماند وبعد می رود فقط شاید ردی بر تو بگذارد.

برچسب: گشودگی,گشودگی دیافراگم,گشودگی نسبت به تجربه, نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:40

ایستاده بود و به زمین خیره شده بود گاهی ناله ای می کرد . چسمانش بی فروغ بود . انگار پوسته ای بود . پوسته ای که با اولین ضربه بر زمین می ریخت و پخش می شد . این غم او را می خورد و خفه می کرد . رنگ غمش شده بود . سیاه و سنگین و عمیق و گود هر چه پایین تر می رفت تاریک تر می شد . غم ها متفاوتند . غم خیانت زرد و کثیف است . غم بیماری رنگی خاکستری و سرد است .غم از دست دادن عزیزان رنگ خاک و گرم است . ولی غم و سوگ از دست دادن فرزند داغ است . داغی که جگر و دلت را اتش می زند .می سوزاند و دودش جشمانت را کور می کند .همه ی هستی ات را تباه می کند . داغ و درد وغم فرزند را باید ابر انسان باشی تا تاب اوری .

برچسب: غم و رنج, نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:40

گفته مي شود انسان حتمي الخطا است . يعني نداريم انساني كه اشتباه نكند ، ديده نشده انساني كه هميشه درست بگويد ، انساني كه هميشه رفتارش سنجيده و مناسب باشد هرگز يافت نشده است . همه ما در جاهاي مختلف و زمان هاي متفاوت دچار لغزش و خطا مي شويم . گاهي اشتباهات از سر نا اگاهي و عدم اطلاعات مناسب است و گاهي خود خواسته و از سر تعصب هاي عقيده و فكري است . چرا اشتباهات ديگران بزرك و نابخشودني مي شود و اشتباهات خود كوچك و ناديدني؟وچرا ديگران اگر ما را ببخشند كار زيادي نكرده و اكر ما ديگران را ببخشيم به خود صفت بخشندگي و بزرگواري مي دهيم. پاسخ های فوری به این پرسش ها مهم نیست . فقط كافي است روزانه به انها فكر كنيم . اينگونه روابط ما انساني تر مي شود.

برچسب: انصاف مدني,انصاف نیوز,انصاف مدني دلوكة, نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:40

صورتش تغییر کرده بود شکل عجیبی پیدا کرده بود . شبیه هیچ کس نبود . صورتش کامل کج شده بود گونه ها نامتقارن بودند یکی بالا گود و دیگری پایین و برامده ؛ دماغش بالای سر رفته بود دهانی نداشت . چشم هایش ته کاسه سر رفته بود . گوش هایش بزرگ بود از بالای سر تا محل اتصال سر و گردن جای گرفته بود . موهایش تمام سرو صورت را پوشانده بود . خودش هیچ از تغییرات خبر نداشت . دیگران را می دید خود را نمی دید . نمی توا نست حرفی بزند دهانش از بین رفته بود فقط گوش می کرد . او فقط می توانست گوش کند . هر صدایی را می شنید . همه ی نجواها را می شنید . صدای پر پر زدن ها صدای کار کردن موتورها و سرش پر از صدا بود . پر از همهمه بود سرش داغ و سنگین شده بود از صداهای بیرون . صداهایی که از تن خود می شنید پر طنین تر بود .

برچسب: کجایید ای شهیدان خدایی,کجارو,کجایی, نویسنده: محمد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 5:40

صفحه بندی